آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده
بوی خوب غذا رو احساس می كنن.
به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین
یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می كونم
ه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خیرات میكرده.
هركی رد میشده، یك خرما برمیداشته و یك صلوات میفرستاده.
بعد یك مدت، یك بابایی دست میكنه یك مشت خرما برمیداره،
اصفهانیه دستشو میگیره، میگه: هوووی! چه خبرس؟!
یك نفر آدم مردس، اتوبوس كه چپ نكردس
عضو شوید
عضویت سریع